تبليغاتX
ღ♥ღتنهاترین تنهاღ♥ღ
ღ♥ღیادمان باشداگرخاطرمان تنهاماند طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیمღ♥ღ
TinyPic image                                                                                 TinyPic image               

TinyPic image

 

نه از رفتن نه از ماندن....سكوتي بي صدا داري سكوتت معني مهر است يا نفرت نمي دانم لبت آهسته مي جنبد صدايي در نمي آيد همين نجواي تو مهراست يا نفرت نمي دانم نه در قهري نه در صلحي كمي بي اعتنايي تو چنين بي اعتنايي معني مهراست يا نفرت نمي دانم نمي خواهد بگويي قلب تو قصد سفر دارد نماندن معني مهر است يا نفرت نمي دانم تو رفتي من در اينجا زخمي يك درد ديرينه خراشم حاصل مهراست يا نفرت نمي دانم شكاندي قلب من را بي صدا خاموش و پنهاني شكاندن معني مهر است يا نفرت نمي دانم

TinyPic image

فکرشو بکن ! چقدر دلت می خواد خنکی بارون رو روی صورتت حس کنی  اما خبری از بارون نیست . فکر کن که چقدر دلت می خواد همین الآن آروزت برآورده می شد اما همه دروازه های خدا انگار بسته است جز اون روزنه که اسمش امیده  !!!

 

TinyPic imageبگذار بمیرم که دگر فاصله ای نیست    

در سینه من فرصت عشق دیگری نیست   

بعد از تو دل من عرصه تکرار بلا بود

آری دگر از عشق در اینجا خبری نیست

 

                                                                                                  

خاطراتم مال تو....شعر ایم را ببر

در عوض نگذار تا....از توباشم بی خبر

کاشکی آن قاصدک ....نامه ات را داده بود

حیف وقتی داد که.... برگ برگش پاره بود

من که می دانم هنوز....قلب تو گیر من است

پس نگو این عاشقی....باز تقصیر من است

 

 

دیگر کسی مرا صدا نخواهد کرد

بعد از این منم و یه سکوت جاوید

با حسرتی به بلندای یه تجربه تلخ

با سنگینی غصه هایی که به فلک سر زده

و کینه ای که از سرنوشت در وجودم غوغا نموده

و نفرتی که از زندگی در من به اوج رسیده

دیگر کسی نام من فریاد نخواهد زد

خاموش همچون گذشته ای شیرین و به سکوت نشسته و آینده ای تاریک

میرفم که فراموش کنم که فراموش شده ام

و خشته از همیشه به آغازی بی آغازرسیده ام

می روم با دستهایی رنگین از تمنا

تا همچون اسیری سر کش و پر ادعا

سربه تیغ تقدیر گذارم

و مردن را زنده بودن تجربه کتم

+ نوشته شده در  86/03/13ساعت 12:30 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

كاش آدما عاشق نميشدن كاش بين عاشقا فاصله نبود كاش بين عشاق جدايي نبود


 

 كاش هيچ عشقي نميره كاش عشق همه پاك باشه كاش كاش كاش........


 

خدايا ميشه اين آرزوها به حقيقت تبديل بشه؟


 

 تو ميتوني پس دل هيچ عاشقي رو نشكن.


 

 تو تنهايي ميدوني تنها بودن چقدر سخته


 

پس هيچ عاشقي رو تنها نذار ...!!!


يادته ؟


 

يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه كني


 

برو زير بارون كه كسي اشكاتو نبينه


 

گفتم اگه بارون نيومد چي ؟


 

گفتي اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمون هم گريه مي كنه ...


 

گفتم يه خواهش دارم : ...


 

وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار ...


 

گفتي باشه ، مطمئن باش


 

حالا امروز من دارم گريه مي كنم


 

اما آسمون نمي باره


 

تو هم اون دور دورا وايستادي و داري بهم مي خندي ...!!!


با توام  


 

با تو بودم با تو هستم  


 

با تو که سرنوشت مرا رقم زدي  


 

روحم را مجروح کردي  


 

چشمانم را پر از اشک  


 

و دستانم را با لبانت آشنا ساختي .....  


 

با تو که گلهاي شعمداني باغچه ام را خشکاندي  


 

پرستو ها يي که در طاقچه اتاقم آشيان کرده بودند پر اندي 


 

بهار روياهام را مبدل به خزانش کردي 


 

 


 

عاشق بودم


 

  


 

تو عشقم را ربودي و احساسم را در بي احساسي خود مدفون ساختي ..  


 

سالهاست که زمان در گذر است 


 


 

و من بسنده کرده ام به :" شايد فردا  


 

و بارها گفتم ام : شايد فردا سرنوشت تلخ و محنت زايم پايان پذيرد ..  


 

با توام و باز براي تو مينويسم ..


 

  

****************************************************

اگه تو اشك توي چشمهام بودي


 

براي اينكه از دستت ندم


 

هيچوقت گريه نمي كردم ... !!!


 


 

همه ميگن شيشه احساس نداره


 

اما وقتي روي شيشه ي بخار گرفته ي اتاقم نوشتم :


 

دوستت دارم ...


 

آرام گريست


****************************************************


 

 

 

+ نوشته شده در  86/02/23ساعت 9:31 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم...
يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم...
يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم...
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم
 
شبم به حسرت و روزم در انتظار گذشت تمام مدت عمرم در اين دو کار گذشت
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست
 
وقتي گلدان شکست مادرم گفت حيف بود پدرم گفت قشنگ بود خواهرم گفت مال من بود برادرم گفت گرون بود مادر بزرگم گفت دوستش داشتم ولي وقتي دلم شکست کسي آه هم نگفت
 
وقتي به آسمون نگاه ميکني، دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره را، همه نگاه ميکنن
 
به او گفتم غمگين ترين ترانه
را برايم بخوان
 چشمهايش را بست و آرام
گريست,گريست,گريست
 
آدم هاي اطرافتو همون طور كه هستند ببين نه اون طوري كه خودت مي‌خواي
 
و در پايان...انيشتين مي گويد
زندگي مثل دوچرخه سواري است براي حفظ تعادل بايد حركت كرد.

هيچ مي داني تک تک آن ستاره هايي که هر شب نگاه خسته اما مشتاقت را به آنها مي دوزي و آرزو ميکني که کاش مي توانستي با دستهايت سهم خودت را از آسمان برداري . اگر تو بخواهي مي توانند پلکاني شوند و تو را اوج دهند تا ملاقات خدا؟

                                                           

وقتي واقعيت ها , آدم را فريب بدهند چه کار مي شود کرد ؟ روزگاريست که حقيقت هم لباسي از دروغ بر تن کرده است و راست راست توي خيابان راه مي رود عشق نشسته است کنار خيابان , کلاهي کشيده بر سر و دارد گدايي مي کند و مرگ , در قالب دخترکي زيبا , گلهاي رز زرد مي فروشد
   
يادمون باشه که هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . يادمون باشه که قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . يادمون باشه هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم
  
به ديدارم بيا،هر شب دراين تنهايي تنهاو تاريک خدا مانند دلم تنگ است بيا اي روشن اي روشنتر از لبخند شبم را روز کن در زير سر پوش سياهي ها دلم تنگ است
  
به ديدارم بيا،هر شب دراين تنهايي تنهاو تاريک خدا مانند دلم تنگ است بيا اي روشن اي روشنتر از لبخند شبم را روز کن در زير سر پوش سياهي ها دلم تنگ است
 
  
هر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينكه منتظر بمونه
  
چترها را بايد بست زير باران بياد رفت فکر را خاطره را زير باران بايد برد با همه ي مردم شهر زير باران بايد رفت دوست را زير باران بايد ديد عشق را زير باران بايد جست زير باران بايد با زن خوابيد زير باران بايد بازي کرد زير باران بايد چيز نوشت حرف زد نيلوفر کاشت زندگي تر شدن پي در پي زندگي آب تني کردن در حوضچه ي ((اکنون)) است رخت ها را بکنيم آب در يک قدمي است روشني را بچشيم
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم
 
اگر از پايان گرفتن غم هايت نااميد شده اي به خاطر بياور که زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد

 
 
+ نوشته شده در  86/02/15ساعت 9:53 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

 

ان هنگام که آن بوته خار بر روي زمين تنها بود

خداوند گل سرخي را درکنارش رويانيد ...

آن گل در کنار بوته خار شکفت .............

خداند برگشت و آن گل را از روي زمين با خود بهچ

آسمان برد .

اما آن گل ديگر هرگز نشکفت .........

نشکفت آري آن گل سرخ ريشه اش را کنار آن بوته

روي زمين جا گذاشته بود

آخر آن گل به آن بوته خار دل بسته بود

درآن هنگام بود که خداوند گريست .. گريست و عشق


را آفريد .....


خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ... مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ... ‌آفتابي شه...!!! کاش ... کاش مي شد مثل آسمون بود ... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده ... انگار نه انگار كه غمي بوده ... همه چيز فراموشت بشه ...!!! كاش مي شد  
 
 

دلم برات تنگ شده

 

عشق با روح شقايق زيباست...

عشق با حسرت عاشق زيباست...

عشق با نبض دقايق زيباست...

عشق با زهر حقايق زيباست...

 عشق با حسرت ديدار تو بودن زيباست

+ نوشته شده در  86/02/14ساعت 8:36 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

یادت میاد میگفتی هرچی که بو د بازی بود

 طفلی دلم که حتی به بازیم راضی بود


يادم باشه كه يادت باشه

كه يادم بياري كه يادت بيارم

كه ياد بگيري كه يادم بياري كه

هميشه به يادتم و يادت هيچوقت از يادم نميره

اينو يادت نره


 

 


ساسان

 

از پنجره کوچک  تنهاییم با تو حرف می زنم

از پشت دیوارهای سنگی 

<><><><>^<><><><>

با قایق غم هایم ، در رودخانه اشکهایم

 برای یافتن تو تا انتهای ظلمت پارو می زنم.

 چشمان مهربان تو از لابه لای شهر ستاره، باز هم قصه امید را می گوید

 اما قلب کوچک من سالهاست که

 حرفهای شاد را در کویر خود ندیده است

 از خود خانه و سر پناهی ندارم و در آرزویش هم نیستم

امـــا متن جان آرزوی مــن این اســت کـه:

خانه ای در دل آسـمان داشـته باشم

 اگر چه به مساحت یک قلب باشد.

 

+ نوشته شده در  86/02/13ساعت 6:47 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

می نويسم آری من می نويسم
 
از عشق برايت حرف می زنم  
 
تا تو باور کنی چقدر دوستت دارم 
 
عشق را معنا می کنم 
 
تا تو بفهمی معنای عشق من تويی  
 

من زندگی ميکنم تا تو بدانی برای تو زنده ام ای تمام زندگيم! 
 

من تو را مثل هر روز دوست دارم

 
 مثل نياز انسان به افتاب و شمع 

 
تو را آزادانه دوست دارم  
 

مثل تلاش انسان براي رسيدن به حق 


 

 

خوشبحالم تا تو هستي تودلم غمي ندارم

نميدونم كه دارم خواب ميبينم يا كه بيدارم  

به خدا هيچ باورم نيست...


دير گاهيست كه تنها شده ام ، قصه غربت صحرا شده ام.

 وسعت درد ، فقط سهم من است.  بازهم قسمت غم ها شده ام .

 دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام ،  من كه بي تاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام،

  كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام...


تو که از دنیا گذشتی ، واسه یک  خنده من، چرا من نگذرم از یه پوست وخون به اسم تن

تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم  ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم .

شیرین و ساسان

 

شیرین و ساسان

 

+ نوشته شده در  86/02/13ساعت 6:28 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
                    پرنده های  قفسی عادت دارن به بی کسی

      

یک نفر...یه جایی... تمام رویاهاش لبخند توست و زمانی که به تو فکر میکنه احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه هر گاه احساس تنهایی کردی این حقیقت را به خاطر داشته باش .

یک نفر ....یک جایی...در حل فکر کردن به توست.


 

                    

+ نوشته شده در  86/02/13ساعت 5:5 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

+ نوشته شده در  86/02/10ساعت 7:45 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

گفتند:باش اما ابی باش

گفتند: زندگی کن اما درست باش

گفتند:بخند اما بخندون

گفتند:گریه کن اما در تنهایی خود

گفتند:درد دل کن اما با سایه ی خود

گفتند:عاشق شو اما دل نبند

گفتند:عاشق کن اما دل نشکن

        Iranian Webloges Image Hostingولی هیچ کس نمیداند که انها چه ها گفتند وما چه ها کردیم     


نه به ابر نه به باد نه به اين آبي آرام بلند

كه تو را ميبرد اينگونه به ژرفاي خيال

من به اين جمله نمي انديشم

اي سراپا همه خوبي تك و تنها به تو مي‌انديشم

+ نوشته شده در  86/02/07ساعت 4:23 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 
+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 4:23 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

این جمله ی منه دوست دارم خیلی زیاد

فکر کردن اصلا نمیخواد دوست دارم خیلی زیاد

فقط واسه تو ساختمش دوست دارم خیلی زیاد

به چشماتم خیلی میاد

این جمله ی منه دوست دارم خیلی زیاد

شعر باید خودش بیاد دوست دارم خیلی زیاد

قافیه لازم نداره دوست دارم خیلی زیاد

به چشماتم خیلی میاد

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 0:1 قبل از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsتنها تو دلیل زنده بودنیUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 زبان عاشق چونین می گوید:

+ نوشته شده در  86/01/25ساعت 10:5 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 تو میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن چرا گریه نمیکنم بی تو .....،

       یک عمر فرصت برای گریه دارم اما برای تماشای تو ......

        همین یک لحظه باقی است و شاید همین یک لحظه

        اجازه ی زیستن در چشمان تو را داشته باشم.


Image and video hosting by TinyPic


فکر نکنم نیاز به اثبات عشقم باشد چون  

همیشه بهونه گیر توام . . .

ای ستاره شب تاریک من

ای نوری که سیاهی قلبم را زدودی و بنور عشق روشن نمودی

روزی که چشمانم تو را دید تنها روزی بود که حکمت دیدن را دریافتم

نمی بینی که چگونه بی تو اشکهایم می بارد

و مرا بی اشک می بینی گمان می بری که من سنگم

باشد که عاشقت باشم چرا که عاشقت هستم ...


گريه كن گريه قشنگه

+ نوشته شده در  86/01/25ساعت 10:0 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

زيباترين تصويري كه در زندگانيم ديدم

 

نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود

 

زيباترين سخني كه شنيدم سكوت دوست داشتني توبود

 

 زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود

 

زيباترين انتظار زندگيم حسرت ديدار توبود

 

زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود

 

زيباترين هديه عمرم محبت توبود

 

زيباترين تنهاييم گريه براي توبود

 

زيباترين اعترافم عشق توبود

+ نوشته شده در  86/01/23ساعت 3:39 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
********

عاشقت خواهم ماند

بی آنكه بدانی دوستت خواهم داشت

بی آن كه بر لب آرم  در دل خواهم گفت

بی هيچ سخنی  گوش خواهم داد

بی هيچ اندوهی در آغوشت خواهم گريست

بی آن كه حس كنی در تو آب خواهم شد

بی هيچ گرمایی كنار آشيانه ی تو آشيانه می كنم

و فضای آشيانه را پر از ترانه می كنم

می پرسند : به خاطره چه زنده ای؟

و من برای زندگی تو را بهانه می كنم

******** 
+ نوشته شده در  86/01/23ساعت 3:28 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
   
+ نوشته شده در  86/01/15ساعت 10:7 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
میدونم که روزگارت پر از گلای وحشی

                                  من یه شاخه ی شکستم میتونی منو نبخشی 

تویه سایه بون امنی واسه بلبلای عاشق

                                   منم اون اسیر موجا توی حسرت یه قایق

بدون اما عاشقت بود اونکه میگفتی دیوونس

                                    اره دیوونگی داره اونکه خندشم بهونس

دوباره دل هوای باتو بودن کرده

                                    نگو این دل دوری عشقتو باور کرده

دل من خسته از این دس به دعاها بردن

                                    همه ی ارزوهام بارفتن تو مردن

حالا من یه ارزو دارم تو سینه

                                 که دوباره چشم من تورو ببینه

واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم

                              اخه تو رنگ چشات هیبت دنیارو دیدم

توی هفتااسمون تو تک ستاره ی منی

                              به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمیدم

حالا من یه ارزو دارم تو سینه

                               که دوباره چشم من تورو ببینه



+ نوشته شده در  86/01/13ساعت 5:50 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

تقدیم به کسی که عاشق واقعیه

شاید انقدر ابی نباشم که لحظه هایم پراز اقاقی شود

شاید انقدرعاشق نباشم که وازه هایم سرود هر عابری شود

شاید انقدر بزرگ نباشم که سایه ام وجودت را در بر گیرد

شاید انقدر نور نباشم که چشمانت شب وروز محتاج اش باشد شاید من انی نباشم که تو در

جستجویش هستی.ولی هرچه هستم هرکه هستم

بیش از عشق بر تو عاشقم

+ نوشته شده در  86/01/12ساعت 5:13 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
شاید تو همان باشی،

تو رو در روی ساحل عشق،

همان موجی که بی پروا،

می تازی،
              تا افق،

تا انتهای راه عشق،

تا اخرین نقطه به روی چهل ستون عشق.

+ نوشته شده در  86/01/11ساعت 6:16 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
اگر بهترین دوستم نیستی لااقل بهترین دشمنم باش

اگر غمخوارم نیستی لااقل بزرگترین غمم باش

هرچه هستی همیشه بهترین باش چون بهترین ها همیشه در یاد خواهند ماند

پس در بدترین خاطره هایم

                                           (بهترین باش)


میگن برای رسیدن به عشقت باید از همه دنیا بگذری

ولی تو که دنیای منی چطوری ازت بگذرم


اگر در کوچه پس کوچه های دلم گم شدی دنبال کسی که ادرس اونجارو بهت بده نگرد چون غیر از خودت

کسی اونجا نیست

 

+ نوشته شده در  86/01/11ساعت 5:53 بعد از ظهر
  به قلم: ساغر  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T

*
*
*
*
*
*
*

Created By Webloger . 5u . com

delnobahar

onLoad and onUnload Example

.::<مي رسد روزي که تنها در کنار عکس من قصهء عشق کهنه ام را مو به مو از بر کني..>::.

onLoad and onUnload Example